تبليغاتX
ماه نو
ماه نو
اين روزها به واسطه ي سفري كه داشتيم با آدمهاي زيادي روبرو شديم...

همه ي اينها نقطه ي اشتراكي داشتند از سختي هاي زندگي مي گفتند... از ترافيك، از مستاجري، از فقر ،از وضعيت بد مسكن و...

اما اين آخري كيس جالبي از كار درآمد؛ از مشكلات نالان بود اما نا اميد نبود...

بحث از انرژي هسته اي و حق مسلمش شد...

اومي گفت:احمدي نژاد مسلما اشكالاتي داشته اما اين كه جلوي جهانيان كوتاه نيامده و پاي حق مسلممان ايستاده نشان از شجاعتش دارد كه در اين سي سال بي سابقه بوده است...

حرف جالبي به نظرم آمد.

كمي در موردش فكر كردم...

و دست آخر به اين نتيجه رسيدم كه درسته كه آدم پاي حقش بايستد ،اما به چه قيمتي؟؟

به قيمت تحريم ها و فشارهاي پي در پي ،به قيمت جان هزاران نفر كه به واسطه سفر با هواپيما هاي دست چندمي كشته شدند ،از دكتر و مهندس گرفته تا ورزشكار ...

به قيمت تحقير و تخريب چهره ي بين المللي مان

به قيمت در مضيقه قرار دادن شهروندان و ذله كردن آنان

به قيمت افزايش بيماري هاي رواني كه به حق در اين ۴ سال اخير رو به افزايش است.

 و اين طومار ادامه همچنان دارد و هر كسي لا اقل ده مورد از هزينه هايي كه ما براي اين مثلا شجاعت داديم مي تواند بشمرد...

نتيجه اينكه هنر اين نيست كه چشمامون رو ببنديم و بريم جلو بدون توجه به عواقب كار...

 و رئيس جمهور كاردان كسي است كه با كمترين هزينه  به حداكثر خواست ملتش برسد نه يكسره به دنبال خواست جمعيت قليلي آن هم در نهايت كار نابلدي باشد.

 

نوشته شده در تاريخ جمعه هفدهم مهر 1388 توسط منا |
Blog Skin