تبليغاتX
ماه نو
ماه نو
داستان درست از جايي شروع شد كه يك عده  به گمان خودشان ؛فكر كردند كه صلاح مردم را مي دانند و مي خواهند.

اين گروه نسبتا محترم براي رسيدن به منافع نسبتا ملي از هيچ كاري كم نگذاشتند.

خب بالاخره آنها بيشتر مي دانند و صلاح ما را مي خواهند.

حتي با زور و كتك و خون و خونريزي هم كه شده مي خواهند ما را به صلاحمان برسانند.

دستشان درد نكند كه بهشت را براي ما به بهاي جهنم شدن تمام روزهايمان مي خواهند.

دستشان درد نكند كه در دنيا سرفرازمان كردند .

دستشان درد نكند كه به خون جوانان ما آغشته است.

دستشان درد نكند كه هر روز مان را تهي تر از ديروز كرده اند.

خب هر چه باشد اينها صلاحمان را بهتر از ديگران مي دانند.

اجرشان با خدا...

 

 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388 توسط منا |
Blog Skin